خـــــــــــاطـــــرات مــــــــن و خـــــــــــواهرم

زینب و زکیه

دخترا

خیلی قشنگه😍 مخصوصا دختراااااااااا لطفا بخووووووووونید👇 داداشم منو دید 👀تو  خیابون.. با یه نگاه تند🙎🏻♂ بهم فهموند برو خونه تا بیام.✋🏻 خیلی ترسیده بودم..😰  الان میاد حسابی منو تنبیه میکنه..😖 نزدیک غروب رسید.🌘. وضو گرفت دو رکعت نماز خوند📿 بعد از نماز گفت بیا اینجا👁 خیلی ترسیده بودم😱 گفت آبجی بشین🙂 نشستم🙇🏻♀ بی مقدمه شروع کرد یه روضه از خانوم حضرت زهرا خوند حسابی گریه کرد منم گریه ام گرفت🎤😭 بعد گفت آبجی میدونی بی بی چرا روشو از مولا میپوشوند😔؟ از شرم اینکه علی یدفعه دق نکنه آخه غیرت الله😞 میدونی بی بی حتی پشت در هم نزاشت چادر از سرش بیفته!🚪🔥 میدونی چرا امام حسن زود پیر شد بخاطر اینکه تو کوچه بود و نتون...
28 شهريور 1397
1